اقتصاد چگونه کار می کند ؟

زمان مطالعه: 45

اعتبار - پولی که دریافت می کنید و بعداً باید بازپرداخت کنید - قدرت اقتصاد را فراهم می کند.

اعتبار بیشتر به معنای هزینه بیشتر است. هزینه بیشتر به معنای درآمد بیشتر است و درآمد بیشتر به معنی اعتبار بیشتر از وام دهندگان است.

اعتبار همچنین بدهی ایجاد می کند: پول قرض گرفته شده باید پس داده شود ، بنابراین هزینه ها باید بعداً کاهش یابد.

دولت ها برای کنترل اقتصاد نرخ بهره وام ها را افزایش و کاهش می دهند.

معرفی

اقتصاد باعث گرد جهان می شود ودر زندگی روزمره هر یک از ما عمیقا تأثیر می گذارد ، بنابراین حتی در سطوح بالا نیز ارزش یاد گرفتن و درک کردن دارد.

تعاریف "اقتصاد" متفاوت است ، اما به طور کلی ، می توان یک اقتصاد را منطقه ای دانست که کالاها در آن تولید ، مصرف و معامله می شود. بحث های اقتصادی همه روزه در شبکه های خبری و روزنامه ها در سطح ملی بین کشور های مختلف صورت می گیرد .

در این بخش ، ما با استفاده از مدل Ray Dalio به مفاهیم سازنده اقتصاد خواهیم پرداخت

چه کسی اقتصاد را تشکیل می دهد؟

ابتدا در یک مقیاس کوچک تر شروع می کنیم و به آرامی بالاتر می رویم. ما هر روز با خرید (مواد غذایی ، نیاز های روزانه و...) و فروش (کار و وجه برای پرداخت) به اقتصاد کمک می کنیم. افراد ، گروه ها ، دولت ها و مشاغل دیگر در سراسر جهان در سه بخش بازار همین کار را می کنند.

نگرانی اصلی تولید در اقتصاد وجود مواد اولیه است. برای تامین مواد مورد نیاز به جهت گردش افتصاد کارهای مانند خرد کردن درختان ، استخراج طلا و کشاورزی (فقط به ذکر چند نمونه) وجود دارد. این مواد سپس در بخش ثانویه که وظیفه ساخت و تولید را دارد استفاده می شود و درنهایت ، بخش سوم خدمات از تبلیغات تا توزیع را پوشش می دهد.

تجزیه "سه بخش" مدل مورد توافق عموم است. با این حال ، برخی آن را گسترش داده اند تا شامل بخش رباعی و بخش پژوهشی برای تمایز بیشتر بین خدمات در بخش سوم باشد.

اندازه گیری فعالیت اقتصادی

برای اطمینان از سلامت اقتصاد ، لازم است به نوعی آن را بسنجیم. تا کنون ، محبوب ترین روش برای انجام این کار استفاده از میزان یک تولید ناخالص داخلی GDP  است. این معیار به دنبال محاسبه ارزش کل کالاها و خدمات تولید شده در یک کشور در یک دوره معین است.

به طور کلی ، افزایش تولید ناخالص داخلی به معنای افزایش جریان درآمد و هزینه است. برعکس ، کاهش تولید ناخالص داخلی نشانگر کاهش تولید ، درآمد و هزینه است.

تولید ناخالص داخلی هنوز فقط یک تقریب است ، اما در تحلیل ها در سطح ملی و بین المللی اطلاعات کاربردی ای به ما می دهند. همه اعضای یک چرخه اقتصادی از جمله مشارکت کنندگان بازار های مالی کوچک تا یک صندوق بین المللی پول برای کسب اطلاعات در مورد سلامت اقتصادی کشورها از این شاخص استفاده می کنند.

تولید ناخالص داخلی شاخص قابل اعتمادی برای اقتصاد یک کشور است ، اما همانطور که در تجزیه و تحلیل فنی وجود دارد ، بهتر است آن را با داده های دیگر ارجاع دهید تا درک جامع تری داشته باشید.

اعتبار ، بدهی و نرخ بهره

وام دهندگان و وام گیرندگان

ما این واقعیت را لمس کردیم که همه چیز در خرید و فروش خلاصه می شود. شایان ذکر است که وام و وام نیز ضروری است. فرض کنید روی مقدار زیادی پول نقد نشسته اید که در حال حاضر کاری انجام نمی دهد. ممکن است بخواهید آن پول را به کار بیندازید تا بتواند پول بیشتری تولید کند.

یکی از راه های انجام این کار وام دادن به شخصی است که نیاز به خرید چیزی مانند ماشین آلات برای تجارت خود دارد. آنها در حال حاضر پول نقد در دسترس ندارند ، اما به محض خرید ماشین آلات ، می توانند آن را از فروش محصول نهایی خود پس دهند. شما به عنوان یک وام دهنده عمل می کنید ، و در طرف دیگر به عنوان وام گیرنده عمل می کنید.

برای ارزشمند کردن آن ، برای وام دادن پول نقد خود هزینه ای تعیین می کنید. اگر 100000 دلار وام دهید ، می توانید با وام گیرنده قراردادی با مضمون "شما می توانید این پول را داشته باشید به شرطی که هر ماه 1٪ به من بپردازید " عقد کنید . این هزینه اضافی بهره نامیده می شود.

با ارائه این پول ، شما اعتبار ایجاد می کنید. حتی در برخی از کشور ها نوعی از اعتبار وجود دارد که در آن موجودی کارت بانکی شما در صورت انجام یک خرید می تواند منفی باشد در صورتی که در مدت زمان مشخص پول خرج شده را با مقداری بهره باز گردانید .

بانک ها و نرخ بهره

بانک ها احتمالاً قابل توجه ترین انواع وام دهنده ها در دنیای امروز هستند. می توانید آنها را به عنوان واسطه (یا کارگزار) بین وام دهندگان و وام گیرندگان تصور کنید. این موسسات مالی در واقع نقش هر دو را بر عهده می گیرند.

وقتی شما پولتان را وارد بانک می کنید ، این کار را به شرطی انجام می دهید که بانک آن را با مقداری سود به شما پس دهند. پس از اعتماد و سرمایه گذاری افراد زیادی در بانک  از آنجایی که بانک اکنون مقدار زیادی پول نقد در دست دارد ، آن را به وام گیرندگان دیگر قرض می دهد.

البته ، این بدان معنی است که بانک همه پولهای بدهی خود را به یک باره نگه نمی دارد. این یک سیستم ذخیره کسری است. اگر همه بخواهند پول خود را به طور هم زمان برگردانند می تواند مشکل ساز شود ، اما این به ندرت اتفاق می افتد. عنوان مثال ، اگر همه به بانک اعتماد خود را از دست بدهند . که به طور بالقوه باعث سقوط بانک می شود. ركود اقتصادی بزرگ ایالات متحده در سالهای 1929 و 1933 مثالهای خوبی از ورشکستگی سیستم بانکداری هستند.

بانک ها معمولاً برای ایجاد انگیزه به شما پیشنهاد می دهند تا پول خود را در ازای نرخ بهره به آنها قرض دهید. به طور طبیعی ، نرخ های بهره بالاتر برای وام دهندگان جذاب تر خواهد بود (زیرا پول بیشتری دریافت می کنند). برای وام گیرندگان ، عکس این اتفاق می افتد - نرخ بهره پایین به این معنی است که آنها نیازی به پرداخت بیش از مبلغ اصلی ندارند.

چرا اعتبار مهم است؟

اعتبار را می توان نوعی روان کننده برای اقتصاد دانست.اعتبار به افراد ، مشاغل و دولت ها امکان می دهد پولی را که بلافاصله در دسترس ندارند هزینه کنند. از نظر برخی از اقتصاددانان ، این مسئله مشکل ساز است ، اما بسیاری بر این باورند که افزایش هزینه ها نشانه یک اقتصاد پر رونق است.

اگر پول بیشتری خرج شود ، افراد بیشتری درآمد کسب می کنند. بانک ها تمایل بیشتری به وام دادن به افرادی با درآمد بیشتر دارند ، به این معنی که افراد اکنون به پول نقد و اعتبار بیشتری دسترسی دارند. با پول نقد و اعتبار بیشتر ، افراد می توانند هزینه بیشتری را انجام دهند ، به این معنی که افراد بیشتری درآمد کسب می کنند و چرخه ادامه دارد.

درآمد بیشتر اعتبار بیشتر هزینه بیشتر

البته ، این چرخه نمی تواند به طور نامحدود ادامه یابد. با قرض گرفتن 100،000 دلار امروز ، خود را از 100،000 $ + فردا محروم می کنید. بنابراین ، اگرچه می توانید هزینه های خود را به طور موقت افزایش دهید ، اما در نهایت مجبورید هزینه های خود را کاهش دهید تا آن را پس دهید.

ری دالیو این مفهوم را به عنوان چرخه بدهی کوتاه مدت توصیف می کند ، که در زیر نشان داده شده است. وی تخمین می زند که این الگوها طی دوره های 5-8 ساله تکرار شوند.

در رنگ قرمز بهره وری وجود دارد که با گذشت زمان رشد می کند و نسبت آن به رنگ سبز ، مقدار نسبی اعتبار موجود است.

باید توجه داشته باشیم که بهره وری نمیتواند تنها منبع رشد باشد و در نهایت برای پیش رفت به تولید و افزایش محصول نیاز داریم .

در قسمت اول نمودار ، می توان دریافت که به دلیل اعتبار ، درآمد سریعتر از بهره وری رشد می کند (باعث گسترش اقتصادی). در نهایت ، توسعه متوقف می شود و منجر به انقباض اقتصادی می شود. در بخش دوم ، در دسترس بودن اعتبار در نتیجه "رونق" اولیه به طور قابل توجهی کاهش می یابد. در نتیجه ، دریافت وام دشوارتر است و تورم شروع می شود و دولت را وادار به اقدامات اصلاحی می کند.

بانکهای مرکزی و تورم

تورم

 

فرض کنید همه به اعتبار زیادی دسترسی دارند (قسمت اول نمودار بخش قبلی). آنها می توانند خیلی بیشتر از آنچه که می توانند خریداری کنند. اما در حالی که هزینه ها در حال افزایش است ، تولید اینگونه نیست. در واقع ، عرضه کالاها و خدمات از نظر مادی افزایش نمی یابد ، اما تقاضای آن افزایش می یابد.

اتفاق بعدی تورم است: این زمانی است که شما شاهد افزایش قیمت کالاها و خدمات به دلیل تقاضای بیشتر هستید. یک شاخص مشهور برای اندازه گیری این شاخص ، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) است که قیمت کالاها و خدمات مصرفی معمولی را با گذشت زمان ردیابی می کند.

بانک مرکزی چگونه کار می کند؟

بانک هایی که قبلاً توضیح دادیم به طور کلی بانک های تجاری هستند - آنها عمدتاً به افراد و مشاغل ارائه می شوند. بانک های مرکزی نهادهای دولتی هستند که مسئولیت مدیریت سیاست های پولی کشور را بر عهده دارند. در این گروه ، شما موسسات مالی مانند فدرال رزرو ایالات متحده ، بانک انگلیس ، بانک ژاپن و بانک ملی چین را دارید. عملکردهای قابل توجه شامل افزودن به پول در گردش (از طریق تسهیل کمی) و کنترل نرخ بهره از وظایف بانک های مرکزی است.

افزایش نرخ بهره کاری است که بانک های مرکزی ممکن است در جهت کنترل تورم از آن استفاده کنند. وقتی نرخ ها افزایش می یابد ، سود بدهی بیشتر است ، بنابراین وام گرفتن به نظر جذاب نمی رسد. از آنجا که افراد نیز نیاز به بازپرداخت بدهی دارند ، انتظار می رود هزینه ها کاهش یابد.

در شرایط ایده آل ، نرخ بهره بالاتر به دلیل تقاضای کمتر ، قیمت ها را کاهش می دهد. اما در عمل ، می تواند باعث تورم نیز شود ، که ممکن است در زمینه های خاصی مشکل ساز باشد.

تورم زدایی

همانطور که حدس می زنید ، تورم زدایی نقطه مقابل تورم است. به طور کلی تورم زدایی را کاهش کلی قیمت ها در طی یک دوره زمانی تعریف خواهیم کرد ، که معمولاً ناشی از کاهش هزینه ها است.

یک راه حل پیشنهادی برای کنترل تورم ، کاهش نرخ بهره است. با کاهش سود بدهی اعتباری ، افراد انگیزه بیشتری می گیرند تا وام بیشتری بگیرند. سپس ، با اعتبار بیشتر ، دولت پیش بینی می کند احزاب در اقتصاد خود هزینه های خود را افزایش دهند.

مانند تورم ، تورم زدایی را نیز می توان از طریق شاخص قیمت مصرف کننده اندازه گیری کرد.

با ترکیدن حباب اقتصادی چه اتفاقی می افتد؟

چرخه بدهی بلند مدت

دالیو توضیح می دهد همانطور که در نمودار بالا نشان دادیم (چرخه بدهی کوتاه مدت) یک بازه کوچک در چرخه بدهی بلند مدت است.

الگویی که در بالا توضیح داده شد (افزایش و کاهش در دسترس بودن اعتبار) با گذشت زمان تکرار می شود. با این حال ، در پایان هر چرخه ، بدهی بیشتری وجود دارد. سرانجام ، بدهی غیرقابل کنترل می شود ، و باعث کاهش قابل توجهی در مقیاس بزرگ می شود (جایی که افراد تلاش می کنند بدهی خود را کاهش دهند).

با کاهش سود ، درآمد شروع به کاهش می کند و اعتبار به اصطلاح خشک می شود. افراد قادر به بازپرداخت بدهی نیستند و سعی در فروش دارایی های خود دارند. اما با انجام بسیاری از کارهای مشابه ، قیمت دارایی ها به دلیل عرضه زیاد سقوط می کند.

بازارهای سهام در سناریوهایی از این دست سقوط می کنند و در این مرحله ، بانک مرکزی نمی تواند نرخ بهره را پایین بیاورد تا بار را کاهش دهد ، اگر قبلاً 0٪ باشد. با این کار نرخ بهره منفی ایجاد می شود ، که یک راه حل بحث برانگیز است که همیشه جواب نمی دهد.

بنابراین آنها چه کاری می توانند انجام دهند؟ خوب ، بارزترین راه پیش روی کاهش هزینه ها و بخشش بدهی است. اگرچه اینها موارد دیگری را نیز به همراه دارد: کاهش هزینه ها به این معنی است که مشاغل به همان اندازه سودآور نخواهند بود ، به این معنی که درآمد کارمندان کاهش می یابد. صنایع نیاز به کاهش نیروی کار خود دارند که منجر به افزایش نرخ بیکاری می شود.

بنابراین ، درآمد کمتر و نیروی کار کمتر به این معنی است که دولت نمی تواند به همان اندازه مالیات دریافت کند. در عین حال ، نیاز به هزینه بیشتر برای تأمین تعداد بیشتر شهروندان بیکار است و در نهایت از آنجا که بیشتر از درآمد خود هزینه می کند ، کسری بودجه پیدا می کند .

یک راه حل پیشنهادی در اینجا این است که شروع به چاپ پول کنید. با پول چاپ شده ، بانک مرکزی می تواند به دولت وام دهد ، و سپس تلاش می کند اقتصاد را تحریک کند. اما این همچنین می تواند منجر به مشکلاتی شود.

ایجاد پول خود باعث تورم می شود زیرا باعث افزایش حجم پول شده که این یک شیب لغزنده است که در نهایت می تواند منجر به تورم بیش از حد شود ، جایی که تورم آنقدر سریع شتاب می گیرد که ارزش پول را از بین می برد و منجر به فاجعه اقتصادی می شود. شما فقط باید به نمونه های جمهوری ویمار در دهه 1920 ، زیمبابوه در اواخر 2000 و یا ونزوئلا در اواخر 2010 نگاه کنید تا ببینید که تأثیر تورم بیش از حد می تواند چطور می تواند باشد.

وقتی با چرخه های کوتاه مدت مقایسه می کنیم، چرخه بدهی بلند مدت در یک بازه زمانی بسیار طولانی تر بازی می کند ، اعتقاد بر این است که این چرخه هر 50 تا 75 سال اتفاق می افتد.

چگونه این موضوعات به یکدیگر مرتبط هستند ؟

ما در اینجا به چند موضوع پرداخته ایم. در نهایت ، مدل دالیو حول دسترسی به اعتبار می چرخد ​​- با اعتبار بیشتر ، اقتصاد رونق می گیرد. با اعتبار کمتر منقبض می شود. این رویدادها متناوباً برای ایجاد چرخه بدهی کوتاه مدت ایجاد می شوند که به نوبه خود بخشی از چرخه بدهی بلند مدت را تشکیل می دهند.

نرخ بهره بر رفتار شرکت کنندگان اقتصاد تأثیر می گذارد. وقتی نرخ ها زیاد است ، پس انداز منطقی تر است ، زیرا هزینه در اولویت نیست. هنگامی که بهره کاهش می یابد ، اقدام به گسترش و هزینه کردن منطقی ترین تصمیم است.

مترجم : امیرحسین رستگار

مقالات مرتبط

نظرات کاربران
تا کنون کسی برای این مطلب نظری نداده است. اولین نفری باشید که نظر می دهد!
{{comment.creator}} {{comment.createDate}}
{{comment.description}}
{{reply.creator}} {{reply.createDate}}
{{reply.description}}
{{blog.content.commentsForm.errorMessage}}
{{blog.content.commentsForm.successMessage}}